الشيخ رسول جعفريان
25
رسائل حجابيه (فارسى)
در كتاب ميزان الملل خود چنين مىنويسد : يكى از جمله مسائلى كه ملّت اسلام با جميع ملل كه حال در دنيا هست ، اختلاف دارد ، حجاب و عصمت است . دليل نيارم ؛ خود انصاف ده ، كداميك بهتر است ؟ محجوب و مستور بودن زنها از مردها و اين جوانان شهوانى ، به عصمت نزديك و از مفسده دور است يا مكشوف و بىحجاب بودن آنها ؟ تا چشم نبيند ، دل مفتون نگردد . اگر مجنون ، كور بودى ، حسن ليلى را چه دانستى ؟ چشم است كه دل را مفتون كند و عاقل را مجنون . مشهور است : « شنيدن كى بود مانند ديدن » . بابا هر عريان خوش سرايد : بلايه دل بلايه دل بلايه * گنه چشمون كرو دل مبتلايه اگر چشمون نوينن روى زيبا * نذونو دل كه خوبون در كجايه مفسدهها و دويلها ) leuD ( كه جنگ طپانچه باشد ، در فرنگستان از همين فقره ناشى است . حجاب كه نيست ، دخترها و زنهاى جوان خوشگل آرايش كرده با جوانان شوخ و سرخوش در مجالس بال دست به دست هم داده ، مشغول رقص مىشوند . شوهر مسن بيچارهاش ، مست در گوشهاى نشسته و زن جوان خوشگلش با جوانان مشغول عيشونوش است . نه مىتواند زن را منع نمايد و نه به رعناجوانان بحثى دارد . بيچاره خوندل مىخورد و تحمّل ديانت مىكند ! فرضا بداند كه زنش با فلان جوان سرى و سرّى دارد ، از كجا ثابت مىتواند كرد ؟ مثلا صبح ، مرد پى كسب و كار خود مىرود و شب يا اواسط روز فرضا به خانه مراجعت مىكند ؛ مىبيند زنش آرايش كرده با جوانى شوخ و شنگ در اطاق خلوت نشسته شراب در جام گونههاى از مستى لعل فام و دلبر با دلآرام ! اگر به جوان بگويد در اينجا چه مىكردى ، بدون واهمه جواب مىدهد : مسيو ! به ديدن ما دام آمده بودم ، خانم شما ما شاء الله بسيار محبوب و محترم است ؛ پيانو را زياد نيك مىزند و از گيتار نيز بىسررشته نيست ؛ در رقص كه فريد دهر است . دوش ، تا ساعت هشت در فلان بال بازو به بازو و دوش به دوش با هم رقص كرديم . اقرار مىكنم كه من خسته شدم و او با قدرت تمام پادارى نمود . امشب را نيز در پارك فلان مسيو وعده داريم و از آنجا به فلان تئاتر خواهيم رفت . مخصوصا براى خانم شما لوژى كرايه كردهام و كالسكهء روپوشيده آوردهام . افتخار دارم مسيو مرحمت فرموده گيلاس شراب به سلامتى شما و خانم شما باهم بخوريم . اگر خسته نيستيد ، شما هم مهمان من هستيد و الا ما را مرخص فرماييد برويم . شوهر فقير بايد در كمال بشاشت از مهمان عزيز خانم پذيرايى نمايد . اگر